آخه تو این سن؟؟
سر درد داره...جوش داره...خبرای بدی بش میرسه که ناراحت ترش میکنه...
چرا آخه؟؟
درگیری داره...تهمت بهش زدن خیلیا...قضاوت شده...سختی دیده...
نمیفهمم!!!
سختی دیده ولی نمیتونه به کسی بگه..رفیقشم ولی نمیبینمش ک بهم از درداش بگه...
چراااااااااااااا؟؟
خداجونم چرا بنده هات باید تو این سنا زجر بکشن...چرا من جوری نیستم ک بتونم باهاشون درد و دل کنم و آرومشون کنم؟
من چه رفیقیم آخه؟
برچسب:
نویسنده: متین قنبری